ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
374
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
تومان . اما به علت آنكه ضرب اين سكه كامل نيست و فقط در داخل مملكت گردش دارد بايد قدرى ارزش آن را كمتر محسوب داشت ، چنان كه هنگام حواله به خارج كشور بايد 5 / 1 تا 3 درصد بر آن افزود . سكهء تومان هنگامى كه تازه از ضرابخانه آمده باشد هجده نخود ( - 4 / 3 مثقال - 5 / 49 گران وزن رايج در طب اطريش ) وزن دارد . منتها كنارهء سكهها از طرف تحويلداران سلطنتى و كارمندان عالىرتبه به هنگام پرداخت حقوقها ، مستمريها و مزدها چندان سائيده و بريده مىشود كه هشت سكه از آنها هموزن هفت سكهء اصلى مىشود . هيچ اعتراضى هم به اين مطلب به جائى نمىرسد ، چون تعداد سكههاى پرداخت شده درست است و بىكموكاست . اگر در هر صد تومان معادل بيست و هشت گران وزن رايج در طب اطريش كسر باشد قانونا مجاز است . اما بازرگانان در معاملات خود پول را وزن مىكنند و آنقدر به آن مىافزايند كه به وزن عادى و مجاز برسد . در حوالههاى تجارى همواره ذكر مىشود « تومان هجده نخودى ، ضرب ناصر الدين شاهى . » غير از آن ، بسيارى از سكههاى نقرهء تومان كه آن را روكش طلا كردهاند و طبعا از سكههاى طلاى اصل سبكتر است نيز ، جريان دارد « 4 » . به همين دليل با احتياط تمام سكههاى طلاى دريافت شده را يا با يك ترازوى مخصوص وزن طلا ، كه هر معاملهگرى با خود همراه دارد ، وزن مىكنند يا كوشش مىكنند آن را خم كنند تا از اين طريق سختى يا نرمى فلز را دريابند . بر اثر بريدن دورههاى سكه ، يا خم كردن متوالى آن ، ضمن چند سال معدود وضع اين پول به صورتى درمىآيد كه ديگر آن را باز نمىتوان شناخت . براى ذوب و تجديد ضرب آن ضرابخانه سه درصد كارمزد به عنوان حق السكه برداشت مىكند . تومان فعلى مشتمل است بر ده سكهء نقره موسوم به قران ( در اصل « صاحب قران » كه يكى از عناوين شاه است ) ، كه « هزار » هم به آن مىگويند . در زمان فتحعلى شاه قران دو مثقال بود اما در دورهء محمد شاه به 6 / 1 1 مثقال - 28 نخود تقليل يافته است . به هنگام ورود من به تهران در سال 1851 « 5 » وضع بر اين منوال بود ؛ نسبت ارزش نقره به طلا در آن زمان 280 : 18 يا 9 / 5 15 : 1 بود . چون سكههاى قران بسيار نقره مرغوبى داشت و عيار آن پنج درصد بود در هندوستان طالب فراوان پيدا كرد و توسط بازرگانان زرتشتى يزد به مقدار معتنابهى به آنجا صادر گرديد ؛ در نتيجه قيمت نقره افزايش يافت و به هنگام مبادلهء طلا با نقره حدود چهار درصد اضافه داده مىشد و سكهء نقره هر روز بيش از پيش از بازار خارج مىگرديد . براى بر طرف ساختن اين عارضهء نامطلوب حكومت قرانهاى قديم را جمعآورى كرد و سكههاى جديدى به وزن 25 نخود ضرب زد كه بر طبق آن نسبت ارزش نقره
--> ( 4 ) . از اين جمله و بخصوص از مطالب بعد به خوبى برمىآيد كه تومان را از طلا ضرب مىزدهاند و نويسنده از ذكر اين نكته به صراحت غفلت ورزيده است . - م . ( 5 ) . برابر با 68 - 1267 ه . ق . - م .